تبليغاتX
سوزهای پنهانی
فقط بخاطر تو
 مهناز افشار

 

عكس مهناز افشار

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 یانگوم 4

 

WWW.ITMIHAN.IR

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 یانگوم 3

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 یانگوم2

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 یانگوم

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 عجایب

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 بیا

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 بیا

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 رویای با تو بودن

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 نامه اي به بهترين همسفر دنيا

تقديم به آنكه عشقش در قلبم و عطرمهرباني اش در تمام وجودم است

گل هميشه بهارم سلام

با قلبي سرشار از عشق و دامني پراز محبت همراه با فرا رسيدن ميلاد والاترين انسان ،روز مرد را تبريك  مي گويم . امروز روزيست كه مي خواهم بگويم يونس عزيزم  روزت مبارك ، روزت مبارك. امروز فرصتي شد كه بگويم  با آمدن تو ، غصه ها و تنهايي ها فراموش شدن و با تو بودن بهترين لحظات بودنم شده، تو چون الماس لبريز از رنگهاي نابي  و من رنگ وجودت را مي دانم و تو را همچون آيه اي  غرق در گل و نور در سينه ام  محفوظ مي دارم و بيشتر از هزاران هزار ستاره كويري دوستت دارم و مي خواهم  همه گلبرگهاي عالم را به پايت بريزم. تو نهايت مهرباني و صداقتي  و من گلهايي از جنس وفا و از باغچه محبت مي چينم و در سبدي از جنس بلور تقديم به بهترين همسر دنيا مي كنم . زيبـــاترين شــكوفه باغ  هستي ام، محبت تنها گلي است كه  هرگز پرپر نمي شود ، من كه با تو به معناي دوست داشتن رسيده ام ،برايت زيباترين  لحظات را كه همراه با نسيم خوشبختي است آرزو مي كنم و تو را به خاطر خوبيهايت ، مهرباني و صداقتت مي ستايم.

كسي كه محبت را از تو آموخت

همسرت فرزانه

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 عکس

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 عشق یعنی...

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 فراموشم نکن

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 دلم گرفته

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 لذت . خوشبختی . آگاهی

 

لذت همان است که کولی ها در سطل آشغال پیدا میکنند!!!
و
خوشبختی همان که تکه تکه به هم میچسبانند و روی آن میخوابند!!

  و آگاهی آن که دست به دست میکنند و هیچ وقت نگاهش نمیدارند.

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 تشنه
|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 توی این شهر غریبم

 

روزی که از تو جدا شم ,روز مرگ خند هام

روزی تنهایی دستام,فصل سرد گریه هام

توی اون کوچه ی غمگین جای پاهای تو مونده

هنوزم اون بید مجنون عکس قلب تو پوشونده

بعد تو گریه رفیقم ,غم تو داده فریبم

حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم

تو با خوشحالی و امید ,من و تنهایی و حسرت

تو ,تو باغ پر از گل من یکی تو شهر غربت

دل من همسفر غم توی شهر غصه پوسید

قلب من همراه قلبت پاک و غمگینانه کوچید

بعد تو گریه رفیقم ,غم تو داده فریبم

حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم

توی این شهر غریبم ...توی این شهر غریبم

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در شنبه ششم مرداد 1386  |
 اگه بری ....

 

سفرنکن خورشيدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهيهء اين سفرنشو
نزار که عشق منو تو اينجا به آخربرسه
بري تو و مرگ من از رفتنه تو سربرسه

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در جمعه پنجم مرداد 1386  |
 و عشق . . .

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در جمعه پنجم مرداد 1386  |
 خنده بر لب

 

خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من

ور نه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در جمعه پنجم مرداد 1386  |
 خیال

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 زندگی

بذار بگم دوستت دارم
اگر چه خیلی سخته
حکایت ما آدما حکایت درخته
درختی که به ساقه و به ریشه هاش می نازه
گل میکنه میوه میده همیشه سرفرازه
زندگی یک درخته و من ریشه ام تو ساقه
اگه که ما با هم باشیم دنیا دیگه یه باغه

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 کجای این شب تبره ...

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 لطیفه ها و خنده ها
 لطیفه * joke 

 

 

راننده ی مستی از خیابان یک طرفه عبور می کرد که پلیس او را نگه داشت و پرسید:کجا می روی؟ راننده

 

جواب داد : نمی دانم ، ولی می بینم که دیر شده است چون همه بر می گردند .

 

مردی در مراسم خواستگاری رو به زن کرد و گفت : خانم من فقط ماهی پنجاه هزار تومان حقوق می گیرم ،

 

آیا می توانی با این مقدار در آمد زندگی کنی؟ زن گفت: بله ، اما خودت با چی زندگی می کنی ؟

 

سه نفر به مغازه ی کفاشی رفته و سه جفت کفش برداشتند . اولی گفت : به پایم گشاد است. کفاش گفت :

 

چند روزی که بپوشی خودش را جمع می کند. دومی گفت: این کفش برای پایم تنگ است . کفاش گفت :

 

چند روزی با آن راه رفتی گشاد می شود. سومی گفت : فعلاً به پایم اندازه است تا بعد ببینم چه می شود ؟

 

 کفاش گفت : خاطر جمع باشید به همین اندازه خواهد ماند .

 

شخصی نزد دکتر رفت ، دکتر از او سوال کرد بگو ببینم جانم کجات درد می کنه ؟بیمار گفت : شما دکتر

 

 هستین از من می پرسین ؟

 

شخصی رو به قبله نشسته بود و دعا می کرد ، دعایش این بود : خدایا مرا نیامرز . یکی پرسید این چه دعایی

 

است می کنی ؟ جواب داد : شکسته نفسی می کنم .

 

پسر از پدرش پرسید : باباجون فرق آجر و سیب چیه ؟ پدر جواب داد : آجر را اول می فروشند بعد می

 

 چینند ، ولی سیب را اول می چینند و بعد می فروشند .

 

قاضی از متهم پرسید : آیا ازدواج کردی ؟ متهم جواب داد : نه آقای قاضی . قاضی پرسید چگونه باور کنم که

 

 راست می گویی ؟ متهم جواب داد : به جان دو تا بچه ام دروغ نمی گویم .

 

 زن کولی که شوهر خود را گم کرده بود ، به کلانتری رفت و تقاضا کرد تا پلیس در صدد تحقیق بر آید .

 

کلانتر به او گفت :  توکه فال ورق می گیری و از آتیه خبر می دهی چطور نمی توانی بفهمی که شوهرت

 

 کجاست ؟ مگر ورقها را هم گم کرده ای ؟ کولی جواب داد : ورقها را گم نکرده ام . کلانتر گفت : خوب پس

 

شوهرت کجاست ؟ جواب داد : ده هزار تومان به من بدهید ، تا به شما بگویم .

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 آغاز دوست داشتن

 

 

سحر از بوسه ی خورشید گل کرد

 

به غمزار دلم امید گل کرد

 

زدلتنگی در ان شب خوشه ی اشک

 

به چشمم تا که او را دید گل کرد

 

چو خود را در نگاهم دید گفتا

 

ستاره در دل ناهید گل کرد

 

به روی مخمل سرخ لبانش

 

هزاران بوسه خندید تا گل کرد

 

مرا نیلوفر وحشی اغوش

 

به یاس سینه اش پیچید گل کرد

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 تو بهترین عروسکی

 

pic-123.blogfa

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 نگاه تو

 

pic-123.blogfa

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 دریایی

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 رویای برفی

Gif Bells Christmas Images # 193976و چه زیباست رویای با توبودنGif Bells Christmas Images # 193976

قلب تو دریاست 

به خاطر تولدت دلهره های دیروز و حسرت های امروز را از تقویم خاطره هایمان پاک میکنم

به خاطر تولدت از تمام هیجان دیدارها تا انزوای تنهایی ها دوستت می دارم

به خاطر تولدت دوباره نوشته های جسته و گریخته ام را کنار هم به پیشواز چشمان تو میفرستم

به خاطر تولدت،به خاطر تولدت،به خاطر تولدت

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در چهارشنبه بیستم تیر 1386  |
 یک حقیقت

 

بی تـو گـره از عقده گشودن سخت است

زنگــار غـم از سینه زدودن سخت است

بـر سیــل سـرشک سـوگـواران سوگـند

یک لحظه پس از تو زنده بودن سخت است

|+| نوشته شده توسط فرزانه ملکی دولتشاه در چهارشنبه بیستم تیر 1386  |
 
 
بالا